سفارش تبلیغ
صبا

الا بذکرالله تطمئن القلوب

بسم الله الرحمن الرحیم

... اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمَامَ الْهَادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِکَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ مِنَ الصَّلَوَاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِهِ وَ مَا أَحْصَاهُ عِلْمُهُ [کِتَابُهُ‏] وَ أَحَاطَ بِهِ کِتَابُهُ [عِلْمُهُ‏] اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ یَوْمِی هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِی عَهْدا وَ عَقْدا وَ بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لا أَحُولُ عَنْهَا وَ لا أَزُولُ أَبَدا اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ [وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ‏] وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ ...  ( بخشی از دعای عهد )

ای به تماشاى طلوع تو، جهانْ چشم به راه

به امید قدمت، کون و مکان چشـم به راه

به تماشـاى تو اى نورِ دلِ هستى، هسـت

آسمـان، کهکشـان کهکشان چشم به راه

**************

 

آغاز امامت و زعامت امام زمان (عج) بر همه منتظران، دوستداران و آنان که در هر صبح و شام ظهورحضرتش را از درگاه حی سبحان طلب می کنند تبریک و تهنیت باد.

 

لو ان اشیاعنا وفقهم الله لطاعته علـى اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد علیهم لما تـاخـر عنهم الیمـن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهـدتنا. ( احتجاج طبرسى ,ج 2,ص 499)


اگرشیعیان ماـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتحاد اتفاق مى داشتند و عهد و پیمان را محترم مـى شمردند, سعادت دیـدار مـا به تـاخـیـر نمـى افتـاد و زودتـر به سعادت دیـدار ما نـائـل مى شدند.

سید و مولای ما!

می دانیم چشمان بی فروغ ما آنقدر به حرام عادت دارد که لیاقت دیدار شما را ندارد.

 

صاحب و مقتدای ما!

در سالروز آغاز امامتتان عهد خود را با شما تازه می کنیم و دست بیعت به شما می دهیم .

این بیعت را از ما قبول فرمایید و ما را درپیمودن راهی که متعلق به شماست مدد و راهنمایی نمایید.

 

مولای ما!

در سالروز آغاز هجران شما عهد می بندیم که بیش از پیش  در زمینه سازی ظهورتان کوشا باشیم .

 

 

 

نسل ما نسل ظهــور است اگر ما خواهیم
این زمان فصل حضوراست اگر ما خواهیم


گر که آماده شود لشـــــگر حق، او آید
زین گذر وقت عبور است اگر ما خواهیم


وصل و دیدار خوش حضرت مولا تو بدان
نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهیم


رخ نماید به جهان گر همه محـرم باشیم
وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهیم


وعده حق برســد تا که چو لایق بشویم
لطف او حـــد وفور است اگر ما خواهیم

 

 

گرچه خسته ام گرچه دلشکسته ام باز هم گشوده ام درى به روى انتظار تا بگویمت هنوز هم به آن صداى آشنا امید بسته ام.

اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زمین! دل جدا ز یاد تو آشیانه اى خراب وبى صفاست یاد سبز وروح بخش تو یاد لطف بى نهایت خداست کوچه باغ سینه ام اى گل محمدى به عطر نامت آشناست آنکه در پى تو نیست کیست؟ آنکه بى بهانه تو زنده است در کجاست؟

اى کرامت وجود! باد غربتى که مى وزد به کوچه هاى بى تو بوى مرگ مى دهد بوى خستگى فسردگى کوچه ها در انتظار یک نسیم روح بخش یک پیام آشنا ودلنواز سینه را گشوده اند. کوچه هاى ما همیشه عاشق تو بوده اند.

اى کبوتر دلم هوایى محبتت! سینه ام آشناى نعمت غم است گر هزار کوه غم رسد هنوز هم کم است از درون سینه ام ناله هاى مرغ خسته اى به گوش مى رسد. بالهاى زخمى ام نیازمند مرهم است.

صبحگاه جمعه آفتاب یاد تو ز (ندبه)هاى ما طلوع مى کند. آنکه شب پس از دعا با سرود اشتیاق ونغمه امید با دلى سفید خواب رفته است روز را به شوق دیدنت شروع مى کند اى تو معنى امید وآرزو! اى براى انتظار عاشقانه آبرو! عشقهاى پاک در میان خنده ها وگریه هاى عاشقان پیش عصمت الهى ات خضوع مى کند.

اى بهانه اى براى زیستن! اشتیاق همچو سبزه بهاره هر طرف دمیده است. جمکران جلوه اى از انتظار وشوق ماست اى بهار جاودان اى بهار آفرین ما در انتظار مقدم توییم اى امید آخرین!

اى عزیز دل پناه شیعیان اى فروغ جاودان! سایه بلند نام ویاد تو از سروسراى عاشقان بیقرار کم مباد قامت بلند شوق جز بر آستان پرشکوه انتظار خم مباد.

 

 

دریافت فایل پاورپوینت

( صوتی و تصویری ) دعای عهد

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 93/10/11ساعت 1:23 صبح توسط فرشته| نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم

بَقِیَّتُ اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ
 

 

ای موعود زمان، صاحب عصر،پرورده ی دامان پاک نرگس وآورنده عدل خدا !

کمرزمین از گرانی بار انتظار خمیده است و دل های فسرده از ندیدنت،

در سراشیبی عمر و سراب گناه دست و پا می زنند

اینک ما ماندیم و دلتنگی بی امان غروب جمعه، جمعه هایی که با خدا عهد کرده اند

بی آمدن تو،تنها با آب دیده منتظران،قدم درسرخی غروب بگذارند.

ای آشناترین رهگذر کوچه های بی قراری مان!

به خدا درغربت غیبت شما، چشمه های معرفت خشکید و عطش هم کلامی با اهل آسمان، قلب هایمان را گداخت.

ای میوه موعود درخت رسالت، چشم انتظاری مان تا کی ؟

 بی شک تو بیش از ما، برای فرج خویش که فرج ماست، دست به دعا برده ای!

کاش در لحظه های خلوتت با خدا، از ناشکیبی لحظه های غیبت بگویی

از خلقی بگویی که تنها با شناخت محبت خدا، به شفافیت جنس ملکوت راه می برند.

از شیفتگانی بگویی که به مدد معرفت ولی خدا، لحظه های قنوتشان

به آستان سبز خدا وصل میشود.

کاش نجوای دلمان را آهسته درگوش خدا زمزمه کنی که

اللهم عجل لولیک الفرج

دعای فرج-پاورپوینت

 

السلام علیک یا صاحب الزمان

دعای عهد-پاورپوینت

 

مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد        تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد


نوشته شده در جمعه 93/3/23ساعت 12:58 عصر توسط فرشته| نظرات ( ) |

چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده،  چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشکر کنیم.

چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد، چون امروز اطاعتش نکردیم.

چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود، چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم.

چی می شد که دیگه شکوفا شدن گلی را نمی دیدیم، چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شکر نکردیم.

چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد، چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم.

چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست، چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم.

چی می شد اگه خدا امروز به حرف هامون گوش نمی کرد، چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم.

چی می شد اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت، چون به یادش نبودیم.



نوشته شده در جمعه 92/12/2ساعت 11:50 عصر توسط فرشته| نظرات ( ) |

بگذارعشق خاصیت تو باشد  

 

ازخدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
 
خدا جواب داد

گذشتهات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و 


 
بدون ترس برای آینده آماده شو.ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شکنکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگیکنید

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه کهمهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توانشروع به دویدن کنی .
 
کوچک باش و عاشق... کهعشق می داند آئین بزرگ کردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشدنه رابطه خاص تو باکسی

 
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن

فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست



 


نوشته شده در سه شنبه 92/8/28ساعت 12:20 صبح توسط فرشته| نظرات ( ) |

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی

بروی یکدگر ویرانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پیمانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که میدیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین و آسمان را

واژگون ، مستانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

نه طاعت میپذیرفتم

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگر ها نیز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمایان

سبحه صد دانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان

هزاران لیلی نازآفرین را کو بکو

آواره و دیوانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را

پروانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی

تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد

گردش این چرخ را

وارونه بی صبرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که میدیدم مشوش عارف و عامی زبرق فتنه این علم عالم سوز مردم کُش

بجز اندیشه عشق و وفا، معدوم هر فکری

در این دنیای پر افسانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ، تاب تماشای تمام زشت کاریهای این مخلوق را دارد

وگرنه من به جای او چو بودم

یکنفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه میکردم

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد


نوشته شده در چهارشنبه 91/10/20ساعت 6:47 عصر توسط فرشته| نظرات ( ) |

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا » رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد! مشتری پرسید: چرا؟

 

آرایشگر گفت: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی خواست جروبحث کند. 

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده...

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر گفت: نه بابا؛ آرایشگر ها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد

نوشته شده در شنبه 91/9/11ساعت 3:1 عصر توسط فرشته| نظرات ( ) |

بسم الله الرّحمن الرّحیم


بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد

 دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

 بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب

 که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را و نا امید مباش

 بهشت پاک اجابت هزار در دارد

 بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است

 خدای را، شب یلدای غم سحر دارد

 بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال

 مسافر دل ما، نیت سفر دارد

 بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا

 ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا

 حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد


اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در جمعه 91/7/14ساعت 4:31 صبح توسط فرشته| نظرات ( ) |

انتظار یعنی :

انتظار یعنی دروغ نگفتن.

انتظار یعنی غیبت نکردن.

انتظار یعنی تهمت نزدن.

انتظار یعنی نماز به موقع خواندن.

انتظار یعنی زکات دادن .

انتظار یعنی چشم خود را کنترل کردن.

انتظار یعنی قدم صحیح برداشتن .

انتظار یعنی عمل به قرآن.

انتظار یعنی احترام گذاشتن .

انتظار یعنی با ادب بودن.

انتظار یعنی کنترل سخن داشتن.

انتظار یعنی راستگو بودن.

انتظار یعنی امانت دار بودن.

انتظار یعنی خشم خود را فرو بردن.

انتظار یعنی بخشنده بودن.

انتظار یعنی هر لخظه به یاد خدا بودن.

انتظار یعنی دیگران را کوچک نشماردن.

انتظار یعنی علی وار بودن.

انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.

انتظار یعنی امر به معروف کردن.

انتظار یعنی نهی از منکر کردن.

انتظار یعنی در راه خدا جهاد کردن.

انتظار یعنی ...

آیا می توانیم خودمان رایک منتظر بنامیم؟




برچسب ها: انتظار یعنی چی، معنی انتظار، وظایف یک منتظر،

نوشته شده در پنج شنبه 91/6/30ساعت 12:47 عصر توسط فرشته| نظرات ( ) |